آموزش ابتدایی
دل نوشته های دانش آموزانم - نمونه سوالات امتحانی کلاس دوم -اخبار کلاس و مطالب خواندنی  
لینک دوستان
[ دوشنبه سوم مهر 1391 ] [ 23:5 ] [ شکوفه جعفری ]
راهبردهای یادگیری خواندن یکی از مشکلات اصلی دانش آموزان دچار ناتوانی های یادگیری در درک مطلب این است که این دانش آموزان معمولا منفعل و منتظر راهنمایی معلمند.آنها نمی دانند چگونه تعامل ثمر بخشی با متن برقرار کنند یا اطلاعات جدید را با آنچه قبلا یاد گرفته اند ادغام کنند و ارتباط دهند . این دانش آموزان اغلب با بی میلی می خوانند ، با تردید به سوالات پاسخ می دهند و فقط بر چیزی که فکر می کنند معلم ممکن است از آنها بپرسد متمرکز می شوند.این دانش آموزان نمی توانند درک خود را از مطالب هدایت کنند . وقتی از معنی متن کوتاهی که می خوانند اطمینان ندارند ،‌به جای آنکه سعی کنند با مراجعه به مطالب قبلی مطلب جدید را درک کنند ،‌همینطور به خواندن متن ادامه می دهند در نتیجه مطالب بیشتری را درک نمی کنند و سردرگم تر می شوند.آنها اغلب نمی دانند کجای کارشان اشتباه است که نمی توانند مطالب را درک کنند . دانش آموزانی که از درک مطلب ناتوانند به آموزشی نیاز دارند که به آن ها کمک کنند بتوانند فعالانه با مطالب درگیر شوند و سعی کنند به بازسازی مجدد متن مولف بپردازند.باید در آنها توانایی های فراشناختی را شکل داد. برای این منظور باید به آنها آموخت وقتی مطلبی را درک نمی کنند آن را تشخیص دهند و از راهبردهای (مقرر) استفاده کنند. راهبردهای یادگیری برای بهبود درک مطلب به دانش آموزان کمک می کند تا فعالانه به یادگیری بپردازند و بتوانند یادگیری خود را هدایت کنند (لین و برانل ، 1995 ، لنز ،‌الیس و اسکانلون ،‌1996،‌دشلر ،‌الیس و لنز 1996 )از میان راهبردهای یادگیری دو راهبرد عمدتا بر درک مطلب متمرکز است : راهبرد بازگویی و راهبرد چند راهه راهبرد بازگویی : در این راهبرد دانش آموزان یاد می گیرند متن ها را به زبان خود بیان کنند .آن ها با بخاطرسپردن به خود یاداوری می کنند که پاراگراف را بخوانند از خود بپرسند که موضوع اصلی و دو موضوع فرعی متن چیست و متن را به زبان خود بیان کنند . راهبرد چندراهه : در این راهبرد دانش اموزان برای افزایش درک خود متنی را سه دفعه به سه روش مرور می کنند .دانش آموزان در مسیر (بررسی) به مرور مقدمه و خلاصه و همچنین بررسی عناوین و نمودارهای متن می پردازند . در مسیر (‌سنجش )مطالب مهم متن را با خواندن سوال های فصل و بررسی متن برای پاسخگویی به آنها مشخص می کند . در مسیر ( مرتب کردن ) متن برگزیده را می خوانند و به سوال مربوط به آن پاسخ می دهند .
[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 9:51 ] [ شکوفه جعفری ]

میلاد با سعادت مولی الموحدین امام علی (ع) مبارک باد

[ دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 ] [ 9:0 ] [ شکوفه جعفری ]


وارونه سازی تمایل به معکوس کردن حروف و واژه هایی است که فقط از نظر جهت با یکدیگر تفاوت دارد.نظیر پ به جای س ،‌دور به جای رود ،‌زور به جای روز  زار به جای راز .

چپه سازی یکی دیگر از خطاهای منداول است نظیر م به جای ما است.خوانندگان ضعیفی که با این مشکل مواجه اند حتی ممکن است با برعکس نوشتن خود (‌نوشتن آينه ای )‌را تداعی کنند .

وارونه سازی در خوانندگان مبتدی بسیار متدوال است .درمراحل آغازین خواندن چنین خطاهایی صرفا نشان دهنده ی بی تجربگی در حروف و واژه هاست .

عموما با کسب تجربه و مهارت در خواندن و وارونه سازی ناپدیدی نمی شود. بنابراین،‌معلم ها باید تشخیص دهند که وارونه سازی کودک موقتی است و جنبه ای تحولی دارد(‌درچنین مواردی باید آن را نادیده گرفت )یا اینکه به علت ناتوانی ای است که مانع فرایند خواندن می شود و نیاز به درمان خاص دارد.در زیر روش هایی ترمیمی ارائه می شود:
1. هر بار بر یک حرف متمرکز شوید بطور مثال ،‌با حرف ب آغاز کنید ،‌نمودار بزرگی درست کنید و با کاربرد (واژه یادآور ) نظیر بادام آن را آموزش دهید.

2.  برای اینکه دانش آموز واژه یا حرفی را اشتباه نگیرد آن را روی کارتی بزرگ یا روی تخته سیاه بنوسید یا شکل حروف را برجسته درست کنید و از دانش آموز بخواهید آن را با انگشت لمس و ردگیری کند تا به تقویت حرکتی او نیز بینجامد.

3. زیر حرف اول کلمه ای که ممکن است دانش آموز را سر در گم کند خط بکشید یا حرف اول آن را رنگی بنویسید.

4. برای تقویت تلفظ کلمه ای که ممکن است دانش آموز را سر در گم کند به آموزش آواها بپردازید.

5. کلمه ی مورد نظر را بنوسید و ضمن نوشتن آن را تلفظ کنید .

6.ازتدابیریادیاراستفاده کنید.به طور مثال ،به کودک بگوییدبرای نوشتن (ب)اول فقط به نصف اول (ب)آخر نیاز داریم و نصف دوم (ب) آخر را هر وقت (‌ب)آخر آمد به نصف اول آن می چسبانیم.

برگرفته از کتاب ناتوانی عای یادگیری (نظریه ها، تشخیص و راهبردهای تدریس )صفحه 556

 


برچسب‌ها: وارونه نویسی, مشکلات خواندن
[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 9:52 ] [ شکوفه جعفری ]
[ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ] [ 8:15 ] [ شکوفه جعفری ]

به یاد می آورم لحظه های فراز را که:
صدای او اعتبارم می بخشید
و لحظه های نشیب را که اعتمادم
به یاد می آورم افرای افراشته ای را، به یاد می آورم مادرم را …

روز زن مبارک باد

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 11:56 ] [ شکوفه جعفری ]

به یاد می آورم لحظه های فراز را که:
صدای او اعتبارم می بخشید
و لحظه های نشیب را که اعتمادم
به یاد می آورم افرای افراشته ای را، به یاد می آورم مادرم را …

روز زن مبارک باد

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 11:56 ] [ شکوفه جعفری ]
فرنالد رویکردی چند حسی را مطرح می کند که هنگام یادگیری ، هم زمان چهار حس دیداری ،‌شنیداری، حرکتی و بساوایی را تحریک می کند .

دانش آموز کل کلمه را ردگیری می کند و بدین ترتیب قدرت حافظه و تجسم کل کلمه تقویت می شود.

روش فرنالد شامل چهار مرحله است:

1)دانش آموز کلمه ای را که می خواهد یاد بگیرد انتخاب می کند و معلم آن کلمه را با مداد شمعی یا ماژیک روی کاغذ می نویسد سپس دانش آموز با کشیدن انگشتش روی کاغذ کلمه را ردگیری می کند (بنابراین حواس بساوایی و حرکتی هر دو به کار می افتد).همانطور که دانش اموز کلمه را ردگیری می کند معلم کلمه را به گونه ای تلفظ می کند که دانش آموز آن را بشنود( بنابراین حس شنوایی دانش آموز تحریک می شود).این فرایند ادامه پیدا می کند تا زمانی که دانش آموز بتواند کلمه مورد نظر را بدون نگاه کردن به نمونه درست بنویسد . وقتی این تکلیف با موفقیت به انجام رسید ، آن کلمه در جعبه ای قرار داده می شود. بدین ترتیب آن قدر واژه ها در جعبه جمع می شوند تا دانش آموز با استفاده از آن بتواند یک داستان بنویسد.سپس داستان به گونه ای تایپ می شود که دانش آموز بتواند داستانش را بخواند.

2)دانش آموز از این پس دیگر کلمه ها را ردگیری نمی کند ، اما یاد می گیرد با نگاه کردن به نوشته ی معلم واژه های جدید را پیش خودش تلفظ کند و بنویسد .

3) دانش آموز قادر است کلمات جدید را از شباهتشان به واژه های چاپی یا اجزای واژه هایی که قبلا یاد گرفته است ،‌تشخیص دهد.بنابراین ، دانش اموز می تواند دانشی را که از طریق مهارت های خواندن کسب کرده است تعمیم دهد.منحصر به فرد بودن روش فرنالد در مرحله ی یک مشهودتر است ، افزون بر این  ، روش فرنالد برای تدریس املا نیز موثر است .

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 8:45 ] [ شکوفه جعفری ]

الف) خواندن مکرر

خواندن مکرر راهبردی است که در آن به دانش آموز تمرین هایی تکرار ی داده می شود تا بتواند روان تر بخواند . واضح است که آهسته و با مکث خواندن موجب می شود خواننده بتواند بیشتر واژه های متن را به درستی تشخیص دهد اما این کار به روان خوانی منتهی نمی شود.در این روش متنی با 50 تا 200 واژه نسبتا هم سطح از نظر دشواری  انتخاب می شود که خواننده بیشتر واژه های آن را  می تواند تشخیص دهد .دانش آموز قبل از خواندن هر متن جدید این متن انتخابی را به طور شفاهی 3 یا 4 بار می خواند . میزان درستی واژه ها و سرعت خواندن معمولا بعد از هر بار خواندن به دانش آموز گفته می شود و تمرین روزانه نیز توصیه می گردد . بعضی از دانش آموزان مخصوصا وقتی متن ها روی صفحه نمایش کامپیوتر نمایش داده می شود از خواندن مکرر لذت می برند.

ب) کتاب های پیش بینی پذیر

کتاب های پیش بینی پذیر شامل الگوها یا ترانه هایی است که بخش هایی از آن ها بارها تکرار می شود بسیاری از آن ها بر مبنای قصه های مردمی و قصه های پریان نوشته شده اند. به طور مثال ، در قصه سه بز نر خشن ، موقعی که بزهای نر تک به تک روی پل می روند و در تله ی غول گیر می کنند ،غول هر بار می پرسد (کی روی پل تو تله من گیر کرده ؟)یکی از این کتاب های محبوب کتاب خرس قهوه ای است . بعد از اینکه این کتاب چندین بار برای کودکان خردسال خوانده شد ،‌آن‌ها می توانند طرز بیان و جمله بندی را یاد بگیرند و در طول داستان همراه با گوینده داستان آن ‌را تکرار کنند .کتاب های پیش بینی پذیر شیوه بسیار خوبی برای درگیر کردن فعالانه کودکان با داستان است ، حتی قبل از اینکه آن ها خواندن را آغاز نمایند. با این روش آن ها دانش زبانی خود را گسترش می دهند و به پیش بینی آنجه گفته خواهد شدمی پردازند.این تجربه به آن ها کمک می کند وقتی خودشان شروع به داستان خوانی کردند بتوانند واژه ها را تشخیص دهند.

ج)روش تاثیر عصب شناسی

رویکرد دیگر برای بهبود روان خوانی دانش آموزان دچار ناتوانی های شدید خواندن تاثیر عصب شناختی است . در این روش دانش آموز و معلم به اتفاق با یک آهنگ و یک سرعت می خوانند.دانش آموز کمی جلوتر از معلم می نشیند و هر دو با هم از روی کتاب می خوانند . صدای معلم از فاصله نسبتا نزدیکی به گوش دانش آموز می رسد. دانش آموز یا معلم ضمن خواندن با انگشت کلمات را ردگیری می کنند .گاهی ممکن است صدای معلم بلندتر و سریع تر از دانش آموز شود و گاهی معلم آهسته تر از دانش آموز می خواند، یا ممکن است با مختصر تاخیری بعد از او بخواند. در این روش دانش آموز قبلا مطالب را ندیده و هیچگونه آمادگی قبلی برای خواندن آن مطالب ندارد .هدف فقط این است که تا حد امکان در زمان معین صفحات بیشتری خوانده شود ،‌قبل از اینکه دانش آموز احساس خستگی کند .نظریه زیربنایی این روش این است که فرایند شنیداری از پس خوراند صدای خود خواننده و صدای شخص دیگری که با او همان مطالب را می خواند ، به فرایند یادگیری جدیدی متنهی می شود.  در روش همراه خوانی نیز فرایند مشابهی روی می دهد . در این روش کودکان ضمن گوش دادن به داستانی که از ضبط صوت پخش می شود همراه با آن به خواندن متن می پردازند .در کلاس درس برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت برای کودکان دیگر ،‌کودک مورد نظر می تواند با استفاده از گوشی به نوار ضبط صوت گوش بدهد . برای این منظور کتاب ها و نوارهای تجارتی زیادی موجود است.

لرنر ژانت .دکتر عصمت دانش.ناتوانی های یادگیری .(نظریه ها ،‌تشخیص و راهبردهای تدریس)


[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 9:41 ] [ شکوفه جعفری ]
اثری از: دکتر دراتسیو وارلا
 
 
اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛
احساساتتان را بیان کنید.
هیجانات و احساساتی که سرکوب یا
پنهان شده باشند به بیماری‌هایی
نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد
و درد ستون فقرات منجر می‌شوند.
سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی
می‌تواند به سرطان هم بیانجامد.
در آن زمان است که ما به سراغ یک
محرم می‌رویم و رازها و خطاهای
خود را با او در میان می‌گذاریم!
گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند.
 
 
 
اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛
تصمیم‌گیری کنید.
افراد دو دل و مردد دچار دلهره و
اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی
باعث می‌شود که مشکلات و
نگرانی‌ها روی هم انباشته شوند.
تاریخ انسان بر اساس
تصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است.
تصمیم‌گیری دقیقاً به معنی
چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و
ارزش‌ها برای به دست آوردن بعضی دیگر است.
افراد مردد در معرض بیماری‌های
معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی
قرار دارند.
 
 

برچسب‌ها: هنر تندرست ماندن, تصمیم گیری, بیان احساسات
[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ] [ 19:14 ] [ شکوفه جعفری ]

همکار گرامی

با سلام و احترام

‌با عنایت به اجرای جشنواره ی درس پژوهی و انتخاب موضوع روان خوانی و دیکته (‌تدریس     ــــــــِ ربط  ـه   ه   )جهت ارائه در جشنواره ، مرکز اختلالات یادگیری یاس داراب در نظر دارد از راهنمایی های استادانه جنابعالی در اجرای هر چه بهتر این پژوهش استفاده نماید ،لذا خواهشمند است با پاسخ به سوالات زیر ما دراین امر یاری فرمایید.

1- چه روشی برای تدریس (ــــــــِ   ربط و ـه   ه     )و تمیز بین این دو پیشنهاد می کنید؟

 

2- حدود چند درصد از دانش آموزان شما در تمیز (‌    ــــــــِربط   ـه  ه    )‌هنگام دیکته دچار مشکل هستند؟

 

۳-علت اشتباه دانش آموزان بین (‌ ــــــــِربط و ـه  ه    )‌را چه می دانید؟ برای رفع این مشکل چه راهکاری  پیشنهاد می فرمایید.

 


برچسب‌ها: جشنواره درس پژوهی, تمیز ــــــــِربط و ـه ه
[ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ] [ 8:41 ] [ شکوفه جعفری ]

                                                                                                                                                                                                                                               پیرمردی صبح زود در حالی که تند تند راه می رفت با اتومبیلی تصادف کرد و آسیب دید.عابران به سرعت او را به بیمارستان رساندند.پرستاران زخم های پیرمرد را پانسمان کردند.ولی به او گفتند :باید از پایتان عکسبرداری شود تا مطمئن شویم شکستگی نداشته باشد.پیرمرد غمگین شدو گفت:عجله دارم ،نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.او گفت زنم در خانه سالمندان است.هر صبح آنجا می روم و صبحانه را باهم می خوریم.نمی خواهم دیر شود.پرستاری گفت: خودمان به او خبر می دهیم.پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم او آلزایمر دارد ،چیزی را متوجه نخواهد شد!حتی مرا هم نمی شناسد.پرستار با حیرت گفت:وقتی که   نمی داند شما چه کسی هستید،چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟!! پیرمرد با صدایی گرفته به آرامی گفت:اما من که می دانم او چه کسی است؟

گاهی در حق کسی خوبی هایی کرده ای اما طرف انگار آلزایمر دارد!گاهی از خطای کسی که تو را آزرده است با بزرگواری می گذری،اما طرف انگار آلزایمر دارد و اصلا متوجه نمی شود! حتی گاهی کسی از لطف تو قدردانی می کند،اما مدتی بعد دچار آلزایمر می شود. این عجیب نیست که انسان به نسیان دچار می شود و آلزایمر بگیرد، انتظار و توقع سپاس و پاداش از انسان فراموشکار عجیب است! در همه ی این حالت ها فراموش نکن که خدا می بیند و هیچ گاه خوبی تو را فراموش نخواهد کرد.

                         با خودت تکرار کن :                                                                                                        اونمي داند خدا که می داند.  

 

 

[ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ] [ 7:58 ] [ شکوفه جعفری ]

می خواهید شادتر باشید؟ دوست دارید زندگی آرام تر و بهتری را تجربه کنید؟ اگر چنین هدفی دارید و می خواهید اوضاع زندگی تان را بکلی تغییر دهید، باید بعضی​عادت های غلط را برای همیشه ترک کنید و آنها را کنار بگذارید. معمولا همه به این بخش قضیه بیشتر توجه می کنند و با حذف کارهای غلط می خواهند به شادی برسند. در حالیکه کارهایی هم هست که برای شادتر بودن، هیچ وقت و در هیچ شرایطی نباید از برنامه زندگی ما حذف شود. اگر می پرسید کدام کارها را نباید هیچ وقت کنار گذاشت، در ادامه ایمیل با ما همراه باشید:

1. هر روز کمی قدم بزنید و در هوای تازه نفس عمیق بکشید. به صدای طبیعت گوش کنید و اجازه دهید طراوت و تازگی طبیعت، شما را آرام و شاد کند. یکی از مسائلی که باعث می شود بی انرژی و بی انگیزه زندگی را بگذرانیم، همین دور ماندن از طبیعت و زیبایی های طبیعی است. پس تا می توانید به طبیعت بروید و از این فرصت ها استفاده کنید.

2. از آنچه نمی شناسید و تاکنون تجربه اش نکرده اید، نترسید و اجازه دهید گاهی روحیه ماجراجویی شما را راهنمایی کند. بد نیست بعضی وقت ها کارهایی را انجام دهید که دیگران تصور می کنند توانایی اش را ندارید و خودتان هم به دلیل نگرانی و ترس سراغش نمی روید اما از نظر عقل و منطق می دانید که انجام این کار ممکن است.

3. همیشه و با همه افراد مهربان باشید. خیلی وقت ها ممکن است به اشتباه تصور کنیم مهربان بودن و خوبی کردن به ضررمان خواهد بود اما هیچ چیز به اندازه تقسیم عشق و محبت با دیگران نمی تواند به شما کمک کند تا زندگی شادتری داشته باشید.

4. از راستگویی و بیان حقیقت نترسید؛ حتی اگر به ضررتان باشد. وقتی به راستگویی عادت کنید، زندگی بهتری خواهید داشت.

5. گاهی ممکن است برای انجام کارها و وظایفی که دارید، گیج شوید و نتوانید بدرستی تصمیم بگیرید. در این مواقع اگر کمک گرفتن از دیگران را نشانه ضعف و ناتوانی بدانید، کارها سخت تر می شود. برای همین می گویند کمک گرفتن از افراد نه فقط نشانه ضعف نیست که حتی می تواند به داشتن زندگی بهتر کمک کند.

6. همیشه امیدوار باشید و هیچ وقت نگذارید ناامیدی شما را از زندگی کردن باز دارد. مهم نیست چه امید و آرزویی دارید، همین که بتوانید همراه با امید زندگی کنید و منتظر تغییری برای بهبود زندگی باشید، کافی است.

7. اگر می خواهید شاد باشید، همیشه لبخند بزنید. به خودتان که نگاه می کنید، حتماً لبخند روی لبتان باشد. در خیابان، فروشگاه، مهمانی، محل کار و هر جایی که هستید، لبخند را فراموش نکنید.

8. به دیدن عزیزانتان بروید و گاهی به آنها سربزنید. همین که افرادی در زندگی تان حضور داشته باشند که به آنها توجه کنید، برای شما کافی است و احساس خوبی برای شما ایجاد می کند.

9. به بدن تان اهمیت دهید و هر روز کمی ورزش کنید. فعالیت جسمی نه فقط به نفع سلامت جسم تان است که روح و روان تان را هم آرام می کند و شادی بیشتری به همراه دارد.

10. اهداف کوچک و بزرگی برای زندگی تان تعریف کنید و همیشه به دنبال آنها باشید. زیرا زندگی بدون هدف و انگیزه، خسته کننده است و احساس شادی و خوشحالی را از بین می برد.

این روش ها را امتحان کنید و بگذارید شادی بیشتری به زندگی تان راه یابد. البته شاید خودتان هم بتوانید موارد دیگری را به اینها اضافه کنید؛ پس نترسید و امتحان​ کنید تا بیش از پیش کامیابی را دریابید …

 


برچسب‌ها: شاد بودن, طروات, ورزش
[ دوشنبه پنجم اسفند 1392 ] [ 9:16 ] [ شکوفه جعفری ]
برای همه پیش می‌آید که در طول زندگی خود کسی که دوست دارند، به او نیاز دارند، یا چیزی که تصور می‌کردند برایشان می‌ماند را از دست بدهند. اما همین از دست دادن‌هاست که ما را قوی‌تر کرده و به سمت فرصت‌هایی برای رشد و شادی در آینده هدایت می‌کند. گاهی اوقات برای اینکه بتوانید دوباره متولد شده و مدلی قوی‌تر و باهوش‌تر از خودتان شوید، باید اول کمی از درون فرو بریزید. در ادامه ایمیل درس‌هایی از زندگی را برایتان عنوان می‌کنیم که کمکتان می‌کند با درکی بیشتر به جلو پیش روید ...

۱. شما آن چیزی نیستید که در گذشته برایتان اتفاق افتاده. گذشته شما هر چقدر هم که دردناک بوده باشد، آینده، روشن و پاک در مقابلتان است. شما دیگر عادت‌های گذشته‌تان نیستید. دیگر شکست‌های گذشته‌تان هم نیستید. دیگر آن چیزی نیستید که روزی دیگران با شما رفتار می‌کردند. شما همان چیزی هستید که همین الان تصور می‌کنید هستید. درست همان چیزی که همین الان مشغول انجام آنید.

۲. به چیزهایی فکر کنید که دارید، نه چیزهایی که ندارید. شما همانی هستید که هستید و همان چیزهایی را دارید که همین الان دارید. آنقدرها هم نمی‌تواند بد باشد چون اگر غیر از این بود قادر به خواندن این مقاله در این لحظه نبودید. مسئله مهم این است که یک فکر مثبت پیدا کنید که الهام‌بخش شماست و به شما برای پیش رفتن در زندگی انگیزه می‌دهد. به این فکر بچسبید و روی آن تمرکز کنید. ممکن است تصور کنید که چیزهای زیادی ندارید یا اصلاً هیچ چیز ندارید، اما ذهنتان را دارید که می‌تواند به شما انگیزه دهد. برای پیش رفتن در زندگی همین برایتان کافی است.

۳. دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بخش طبیعی رشد و پیشرفت است. بخشی از زندگی و رشد کردن تجربه، مشکلات غیرقابل‌انتظار است. آدمها کارشان را از دست می‌دهند، بیمار می‌شوند و گاهی در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. وقتی جوان‌تر هستید و همه چیز خوب پیش می‌رود، تجسم این واقعیت تلخ کمی دشوار است. هوشمندانه‌ترین و گاهی سخت‌ترین کاری که در چنین موقعیت‌هایی می‌توانیم انجام دهیم این است که عصبانی شویم. باید بدانید که این خشم احساسی فقط همه چیز را بدتر می‌کند. و این اتفاقات بد آنقدرها هم که به نظر می‌رسند بد نیستند و حتی اگر اینطور باشند، فرصتی برای قوی‌تر شدن به ما می‌دهند.

۴.
اشکالی ندارد که برای مدتی از هم بپاشید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و هیچ نیازی نیست که مدام ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود. همینطور نباید نگران باشید که بقیه چه فکری می‌کنند. اگر لازم است گریه کنید، اشک ریختن عملی کاملاً سالم است. هر چه زودتر این کار را بکنید، زودتر خواهید توانست دوباره لبخند بزنید. و لبخند زدن همیشه به معنی خوشحال بودن فرد نیست. گاهی اوقات به این معنی است که آنقدر قوی هستند که در مواجهه با مشکلاتشان لبخند بزنند.

۵. زندگی شکننده، ناگهانی و کوتاهتر از آن چیزی است که تصور می‌کنید. ممکن است فردایی نباشد. همین الان یک نفر مشغول ریختن برنامه‌ای برای فردای خود است بدون اینکه بداند همین امروز می‌میرد. ناراحت‌کننده است اما واقعیت دارد. پس سعی کنید از زمانتان هوشمندانه استفاده کنید و قدر زندگی را بدانید. هر لحظه از زندگی هدیه‌ای است از جانب خداوند برای شما. سعی نکنید با مشغول کردن خود به مسائل ناراحت‌کننده آن را هدر دهید. وقتتان را صرف چیزهایی کنید که شما را به سمت مقصدی که در نظر دارید پیش می‌برد.

۶. گاهی اوقات شکست خواهید خورد. هرچه سریعتر این مسئله را قبول کنید، سریعتر می‌توانید در زندگی پیش بروید. هیچوقت نمی‌توانید ۱۰۰٪ مطمئن شوید که کاری موثر خواهد بود اما می‌توانید ۱۰۰٪ مطمئن باشید که هیچ کاری نکردن هیچ تاثیری نخواهد داشت. کاری انجام دادن حتی اگر اشتباه باشد بسیار کارامدتر از هیچ کاری نکردن است. پس، از منطقه امنتان بیرون بیایید و امتحان کنید. یا موفق می‌شوید و یا یک درس زندگی می‌گیرید. در هر دو حال برنده خواهید بود.

۷. شما ظرفیت ساختن خوشبختی خود را دارید. احساسات تغییر می‌کنند، آدمها تغییر می‌کنند، و زمان پیش می‌رود. می‌توانید به اشتباهات گذشته‌تان بچسبید یا اینکه آنها را رها کرده و خوشبختی خود را بسازید. لبخند یک انتخاب است نه معجزه. اشتباه نکنید و صبر نکنید تا کسی یا چیزی به سراغتان بیاید و شادتان کند. خوشبختی واقعی از درون شما به وجود می‌آید.

۸. خودتان را از نظر احساسی از مشکلاتتان جدا کنید. شما بسیار بزرگ‌تر از مشکلاتتان هستید. شما یک موجود زنده هستید که بسیار پیچیده‌تر از همه مشکلات شخصی‌تان در کنار هم است. و این یعنی شما بسیار قوی‌تر از آن هستید. شما توانایی تغییر دادن آنها را دارید.

۹. مشکلتان را بزرگ‌تر از چیزی که هست نکنید. نباید بگذارید یک ابر سیاه همه آسمانتان را بپوشاند. خورشید همیشه در حال تابیدن روی قسمتی از زندگی‌تان است. گاهی‌اوقات باید احساستان را فراموش کرده و به این فکر کنید که لایق چه چیزهایی هستید.

۱۰. هر اتفاقی که می‌افتد، یک درس زندگی است. هر آدمی که با او برخورد می‌کنید، هر چیزی که می‌بینید، همه، بخشی از تجربیات آموزنده شما از زندگی هستند. یادتان نرود که درس بگیرید، مخصوصاً وقتی اوضاع آنطور که شما می‌خواهید پیش نمی‌رود. اگر کاری که می‌خواستید را پیدا نکرده‌اید یا رابطه‌تان آنطور که می‌خواهید نیست، فقط به این معنی است که چیزی بهتر از آن، بیرون منتظر شماست. و درسی که گرفته‌اید اولین قدم برای پیش رفتنتان است.

۱۱. به هر مشکل مثل یک تکلیف مدرسه نگاه کنید. از خودتان بپرسید، "این موقعیت چه درسی می‌خواهد به من بدهد؟" هر موقعیتی در زندگی ما درسی برای آموختن دارد. بعضی از این درس‌ها اینها هستند: قوی‌تر شوید. شفاف‌تر ارتباط برقرار کنید. به غریزه‌تان اعتماد کنید. عشقتان را ابراز کنید. ببخشید. بدانید چه زمان فراموش کنید. چیزی جدید را امتحان کنید.

۱۲. همه چیز تغییر می‌کند اما فردا دوباره خورشید از همان جای قدیمی طلوع خواهد کرد. خبر بد: هیچ چیز دائمی و ماندگار نیست. خبر خوب: هیچ چیز دائمی و ماندگار نیست.

۱۳. دلسرد شدن و پیش رفتن دو چیز متفاوت هستند. زمانی می‌رسد که از دنبال کردن آدمها یا تلاش برای حل مسائل خسته می‌شوید اما این دلسرد شدن نیست، این انتهای کار نیست. این یک آغاز تازه است. این درک این مسئله است که شما به افراد خاص و چیزهای خاص و مشکلاتی که برایتان به وجود می‌آورند نیاز ندارید.

۱۴. خودتان را از افراد منفی دور نگه دارید. هر زمان که منفی‌های زندگی را از خودتان دور کنید، جا برای مثبت‌ها باز خواهد شد. زندگی بسیار کوتاه است که بخواهید وقتتان را با آدمهایی بگذرانید که خوشبختی و شادی را از شما می‌گیرند. از افراد منفی دوری کنید زیرا آنها اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس شما را از بین خواهند برد. خودتان را با افراد مثبتی مشغول کنید که بهترین‌ها را در شما می‌بینند.

۱۵. هیچ رابطه کاملی وجود ندارد. چیزی به اسم یک رابطه کامل و ایدآل وجود ندارد. مسئله طریقه برخورد دو طرف با نواقص و عیب‌های دیگری در رابطه است که آن را ایدآل می‌سازد.

۱۶. خودتان را هم باید دوست داشته باشید. یکی از دردناک‌ترین مسائل زندگی گم کردن خودتان در فرایند دوست داشتن یک نفر دیگر و فراموش کردن این است که خودتان هم فردی خاص هستید. آخرین باری که کسی به شما گفت شما را برای همانی که هستید دوست دارد چه زمان بوده است؟ آخرین باری که کسی به شما گفت که کاری را خوب انجام داده‌اید چه زمان بوده است؟ یا آخرین باری که کسی شما را جایی برده است که می‌داند آنجا بودن خوشحالتان می‌کند؟ آخرین باری که آن "کس" خودتان بوده‌اید چه زمان بوده؟

۱۷. اجازه ندهید دیگران برایتان تصمیم بگیرند. گاهی اوقات باید طوری زندگی کنید که برایتان مهم نباشد دیگران درموردتان چه فکری می‌کنند و به خودتان ثابت کنید که بهتر از آن چیزی هستید که آنها تصور می‌کنند.

۱۸. خشم شما را از بین می‌برد، نه آنها را. دیگران را ببخشید و بگذرید، حتی اگر به دنبال طلب بخشش از شما نباشند. این کار را برای آنها انجام ندهید، برای خودتان انجام دهید. کینه‌ورزی از بین برنده خوشبختی است. این استرس اضافی را از زندگی‌تان بیرون بیندازید.

۱۹. شما تنها نیستید. همه مشکلاتی دارند. از نگرانی برای یکی از دوستانتان نتوانید بخوابید. مشکل برای جمع و جور کردن خودتان بعد از اینکه کسی ناراحتتان می‌کند. احساس کمبود بخاطر اینکه کسی آنقدر دوستتان نداشته که با شما بماند. ترس امتحان کردن چیزی جدید به خاطر ترس از شکست. هیچکدام از اینها به معنی دیوانه یا ناکارآمد بودن شما نیست. فقط به این معنی است که شما یک انسان هستید و مثل بقیه انسان‌ها برای درست کردن خودتان به کمی زمان نیاز دارید. شما تنها نیستید. هرچقدر هم که درمورد موقعیتی که در آن گرفتار شده‌اید احساس ترس و ناراحتی کنید، خیلی‌های دیگر هم آن بیرون وضعیتی مشابه شما دارند.

۲۰. هنوز خیلی چیزها دارید که باید برای آنها قدردان باشید. بااینکه دنیا پر از درد و ناراحتی است اما پر از آدمهای شجاعی هم هست که بر آنها غلبه می‌کنند. گاهی‌اوقات باید اتفاقاتی که افتاده را فراموش کنید و قدردان آن چیزهایی باشید که هنوز وجود دارند و به آینده بنگرید که چه چیزهایی برایتان به ارمغان خواهد آورد. حتی اگر شرایط سخت شود، باید به آینده نگاه کنید. همین دیشب گرسنه نخوابیده‌اید، جایی برای خوابیدن داشته‌اید، لباس امروز صبحتان را خودتان انتخاب کرده‌اید، به آب آشامیدنی سالم، امکانات پزشکی و به اینترنت دسترسی دارید، می‌توانید بخوانید و ...باید یادتان بیندازد که برای چیزهایی که دارید شکرگزار باشید.

۲۱. به امید درونی‌تان پر و بال دهید. یک فقدان، نگرانی، بیماری، آرزوی بر باد رفته یا هر چیز ناراحت‌کننده دیگر، زخم درونی‌تان هر چه که باشد، لطفی در حق خودتان بکنید و یک لحظه در روز هم که شده مکث کنید، دست‌هایتان را روی قلبتان بگذارید و بلند بگویید، "امید اینجا هنوز زنده است".

۲۲. حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است. باید بتوانید همه چیز را همانطور که واقعاً هست ببینید نه آنطور که آرزو دارید یا دوست دارید باشد.

۲۳. سخت می‌توان گفت تا چه اندازه به پیروزی نزدیک شده‌اید. وصل کردن نقطه‌ها به هم و جلو رفتن تقریباً غیرممکن است اما وقتی به عقب نگاه می‌کنید، معنا و مفهوم پیدا می‌کند. موفقیت همیشه نزدیک‌تر از آنچه که هست نشان می‌دهد و خیلی ناگهانی وقتی اصلاً انتظارش را ندارید، از راه می‌رسد.

۲۴. به دست نیاوردن چیزی که می‌خواهید حکمتی دارد. خیلی وقت‌ها نرسیدن به چیزی که می‌خواهید برایتان شانس می‌آورد زیرا مجبورتان می‌کند همه چیز را دوباره ارزیابی کنید و درهای جدیدی از فرصت و اطلاعات به رویتان گشوده خواهد شد.

۲۵. خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. گاهگاهی به خودتان بخندید. در هر موقعیتی که هستید، نکته‌ای خنده‌دار درمورد آن پیدا کنید. خوشبینی آهنربای شادی است. اگر مثبت بیندیشید، چیزها و آدمهای خوب به سمت شما کشیده خواهند شد.

۲۶. اشتباه کردن خیلی مهم است. همه ما اشتباه می‌کنیم. اجازه می‌دهیم دیگران از ما سوءاستفاده کنند و خیلی چیزها را کمتر از آنچه که واقعاً شایسته‌مان بوده پذیرفته‌ایم. اما اگر به آن فکر کنید، از انتخاب‌های بدمان درس گرفته‌ایم و حتی بااینکه خیلی چیزها را دیگر نمی‌توانیم درست کنیم، اما الان دیگر برای آینده‌مان خیلی بهتر می‌دانیم. حالا قدرت بیشتری برای شکل دادن به آینده‌مان داریم. یادتان باشد، شکست، بر زمین افتادن نیست. شکست روی زمین نشستن است وقتی که فرصت بلند شدن داشته باشید.

۲۷. نگران بودن اتلاف انرژی است. نگرانی مشکلات فردا را از بین نمی‌برد فقط قدرت شما را نابود میکند.

۲۸. حتی وقتی جلو رفتن سخت است، قدم‌های کوچک رو به جلو بردارید. مخصوصاً در زمان‌هایی که چیز جدیدی امتحان می‌کنید، خیلی مهم است که مدام خودتان را به جلو هل دهید. چون شتاب حرکت از همه چیز مهمتر است. حتی اگر با سرعت لاک‌پشت حرکت کنید، بالاخره به خط پایان خواهید رسید. زیرا هر قدم، شما را از جایی که دیروز بوده‌اید جلوتر می‌برد.

۲۹. همیشه کسانی خواهند بود که از شما خوششان نمی‌آید. نمی‌توانید برای همه کس همه چیز باشید. هر کاری هم که بکنید، همیشه کسی خواهد بود که متفاوت با شما فکر کند. پس روی کاری که قلباً می‌دانید درست است تمرکز کنید. چیزی که بقیه درمورد شما فکر می‌کنند و به زبان می‌آورند، آنقدرها مهم نیست. آنچه که مهم است احساس خودتان نسبت به خودتان است.

۳۰. بدون کسی که فکر می‌کردید خیلی به او نیاز دارید، بسیار بهتر عمل می‌کنید. واقعیت تلخ این است که، بعضی آدمها فقط زمانی کنارتان می‌مانند که به شما نیاز داشته باشند. وقتی دیگر برای رسیدن به اهدافشان مناسب نیستید، ترکتان می‌کنند. خوشبختانه اگر بتوانید با آن کنار بیایید، می‌توانید خیلی راحت این افراد را از زندگی‌تان بیرون کرده و دوستانی عالی را کنار خود نگه دارید که بتوانید همیشه روی آنها حساب کنید.

۳۱. فقط با خودتان رقابت می‌کنید. هر زمان متوجه شدید که خودتان را با یکی از همکارانتان، همسایه، دوستتان یا یک فرد مشهور مقایسه می‌کنید، دست نگه دارید. باید درک کنید که شما متفاوت هستید و توانایی‌هایی متفاوت دارید، توانایی‌هایی که این افراد ندارند. وقت بگذارید و لحظه‌ای به همه توانایی‌های فوق‌العاده‌ای که دارید فکر کنید و برای آنها شکرگزار باشید.

۳۲. نمی‌توانید همه اتفاقاتی که برایتان می‌افتد را کنترل کنید. اما می‌توانید واکنش خودتان به آنها را کنترل کنید. زندگی همه آدمها نقاط مثبت و نقاط منفی دارد، اینکه شاد باشید یا نه بستگی به این دارد که روی کدام نقطه از زندگی‌تان متمرکز هستید. بعنوان مثال، آیا سرما خورده‌اید؟ این یک ویروس موقتی است که هیچ خطری برای سلامتی‌تان ندارد. یک مسابقه بسکتبال را از دست دادید؟ می‌توانید عصرتان را کنار دوستانتان خوش بگذرانید. پس‌اندازتان در بازار بورس افت کرده‌ است؟ دوباره بالا خواهد آمد و علاوه بر این، خیلی عالی است که آنقدر خوش‌شانس هستید که توانسته‌اید پولی پس‌انداز کنید درحالیکه بقیه افراد به زور خرجشان را با دخلشان جور می‌کنند.

۳۳. زندگی آسان نیست. اگر انتظار داشتید اینطور باشد، موجب ناامیدی خودتان خواهید شد. رسیدن به هر چیز باارزشی در زندگی نیازمند تلاش است. پس هر روزتان را با این آمادگی شروع کنید که مسیری بیشتر از دیروزتان را بدوید و سخت‌تر بجنگید. از اینها گذشته، دقت کنید که تلاش‌هایتان با اهدافتان هم‌خوان باشند. آسان نیست اما در آخر ارزشش را خواهد داشت.

۳۴. آینده‌تان پاک خواهد بود. هرچقدر هم که گذشته‌تان آلوده بوده باشد، آینده‌تان هنوز حتی یک لکه ندارد. زندگی هر روزتان را با تکه شکسته های دیروزتان شروع نکنید. به عقب نگاه نکنید مگر اینکه چشم‌اندازی زیبا باشد. هر روز یک شروع تازه است. هر صبح که از خواب بیدار می‌شویم، اولین روز از باقی عمرمان است. یکی از بهترین راه‌ها برای گذشتن از مشکلات گذشته این است که همه توجه و تمرکزتان را روی کاری جمع کنید که خودتان در آینده برایش متشکر خواهید بود.

۳۵. اسیر نشده‌اید. فقط لازم است که بعضی چیزها را دوباره یاد بگیرید. همه ما شک و تردیدهایی داریم که به ما احساس اسارت می‌دهد. اگر به توانایی خود برای گرفتن یک تصمیم مهم شک داشته باشید، این را در نظر بگیرید: مطمئناً اگر پرنده‌ای با بال‌های سالم در قفسی گرفتار شود، به توانایی خود برای پرواز کردن شک خواهد کرد. شما هنوز بال‌هایتان را دارید، اما عضلاتتان برای پرواز ضعیف شده‌اند. آنها را تمرین دهید و آرام بکشید. به خودتان زمان دهید. مطمئناً می‌توانید دوباره پرواز کنید.

۳۶. هر چیز در زندگی دو جنبه دارد. یک دلیل خوبی وجود دارد که چرا نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم لذت را بدون احساس درد تجربه کنیم؛ شادی بدون ناراحتی؛ اعتماد بدون ترس؛ آرامش بدون بیقراری؛ پیشرفت بدون دلسردی؛ زندگی دو روی سکه دارد نه یکی.

۳۷. همیشه حق انتخاب دارید. شرایط هر چه که باشد همیشه حداقل دو انتخاب پیش رویتان است. اگر نتوانید چیزی را از نظر فیزیکی تغییر دهید، می‌توانید فکر خودتان را نسبت به آن تغییر دهید. می‌توانید در تاریکی بنشینید یا اینکه نور درونی‌تان را پیدا کنید و تکه‌های قوی از خودتان را که قبلاً نمی‌دانستید وجود دارند پیدا کنید. یک بحران را می‌توانید دعوتی برای یاد گرفتن یک چیز تازه ببینید.

۳۸. وقتی در تاریکی هستید، دیگران را به داخل راه بدهید. شاید نتوانند شما را از دل تاریکی بیرون بیاورند، اما نوری که موقع ورودشان با خود داخل می‌آورند می‌تواند نشانتان دهد که در کجا است.

۳۹. اگر سوالات منفی بپرسید، پاسخ منفی دریافت خواهید کرد. هیچ پاسخ مثبتی برای "چرا من؟" "چرا من نه؟" "چی میشد اگه؟" وجود ندارد. آیا به کسی اجازه می‌دهید که سوالات ناراحت‌کننده‌ای که بعضی اوقات از خودتان می‌پرسید، کسی از شما بپرسد؟ مطمئناً خیر. پس از این سوالات دست بکشید و آنها را با سوالاتی مثبت که شما را به سمت جهتی مثبت هدایت کند جایگزین کنید. مثلاً "من از این تجربه چه درسی گرفتم؟" "من روی چه چیزهایی کنترل دارم؟" "برای جلو رفتن چه می‌توانم بکنم؟"

 

[ چهارشنبه سی ام بهمن 1392 ] [ 10:49 ] [ شکوفه جعفری ]

-    مهارتهاي زندگي را به فرزندتان ياد بدهيد.

2-    توجه به كارهاي مثبت كودك ( كودكاني كه مشكل رفتاري دارند چون رفتارهاي مثبت آن ها كم است بنابراين بايد به كارهاي كوچك آن ها توجه كرد.)

3-    در زندگي فرزندتان حضور داشته باشيد ( سعي كنيد از برخي ارتباط هاي منفي مثل سؤال كردن منفي سرزنش ديگران تحقير كردن كنايه زدن پرهيز كنيد ارتباط خود و حل مشكلات در خانواده مي تواند باعث عزت نفس كودك شود.)

4-    واقعاً به صحبت فرزندتان گوش دهيد.

5-    فرزند را همانگونه كه هست بپذيريد( بسياري از رفتارهاي كودك شما تغيير پيدا كردن ان ها خيلي سخت و مشكل است. پس ياد بگيريد كه كودك را همانگونه كه هست بپذيريد.)

6-    به فرزندتان كمك كنيد اشتباهات و شكست ها را جبران كند.

( اگر فرزندتان دچار مشكلات رفتاري است وقتي مسأله اي پيش آمد او را شرمنده نكنيد از او نپرسيد « چرا اين كار را كردي» و بر عكس كودك را با پيامد كارش مواجه كنيد و از او بپرسيد كه چه مطلبي را از اين اشتباه ياد گرفته است.)

7-    به فرزندتان كمك كنيد تا پذيراي موفقيت باشد.

(چون كودكاني كه عزت نفس پايين دارند با طرز تلقي منفي  از خودشان به سادگي نمي پذيرند كه كارهاي خوبي را انجام داده اند.)

8-    استعدادهاي فرزندتان را پرورش دهيد.( همه كودكان در يك يا چند موضوع « هنر ورزش موسيقي كار با حيوانات و غيره »  استعدادهاي خاصي دارند، شما بايد تلاش كنيد استعدادهاي آنان را پرورش دهيد. )

 

اكثر فيلسوف ها و متخصصين بهداشت رواني معتقدند زندگي بر مبناي سه چيز پايه گذاري مي شود. كار تفريح عشق

اگر مي خواهيد پدر و مادر خوبي باشيد بايد بر نقش تفريح و عشق در خانواده تأكيد كنيد. اين باور اساسي است كه والدين بايد براي تربيت و رشد فرزندانشان زمان كافي و با كيفيت صرف كنند.

از نظر آدلر چهار نياز اساسي كودك عبارتند از:

1-    احساس تعلق ( احساس امنيت ، برقراري ارتباط ، همكاري و روابط سازنده )

2-    توانمندي ( حس توانمندي زير بناي استقلال است.)

3-    به حساب آمدن و احساس ارزشمندي ( مهم بودن در هر كاري)

4-    دلگرمي ( با انگيزه اميدوار شجاع مطمئن بودن به خود )


برچسب‌ها: عزت نفس, احساس تعلق, عشق
[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 8:36 ] [ شکوفه جعفری ]

محمود سریع‌القلم، استاد دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی؛  استادی که اعتلای ایران و ایرانیان از راه کمک به توسعه عقلانیت، یکی از دغدغه‌های سالیان وی بوده و هست. سی ویژگی که استاد دانشگاه شهید بهشتی برای یک انسان عقلانی بر‌شمرده، ‌به شرح زیر است:

یک انسان عقلانی باید...

۱. در روز حداقل یک بار بگوید «من نمی‌دانم‌». 

۲. کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتا به همت، فکر، برنامه‌ریزی و زحمات خود اتکا کند. 

۳. در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهار‌نظر نکند. 

۴. دغدغه کانونی زندگی او، بهترین عملکرد در حرفه‌اش باشد. 

۵. به استقبال کسی برود که با او تفاوت یا حتی تضاد فکری دارد. 

۶. بدون اجازه قبلی از کسی، سخن او را به شخص دیگری بازگو نکند. 

۷. زباله را به خیابان و از اتومبیل به بیرون پرت نکند. 

۸. با رعایت حروف اضافه و با ‌‌‌نهایت دقت، «نقل قول» کند. 

۹. دائما در حال تغییر و بهتر شدن باشد، به طوری که اطرافیان تغییر را حس کنند. 

۱۰. از اینکه دیگران را به خود و افکار خود دعوت کند، چه مستقیم چه غیرمستقیم‌ پرهیز کند. 

۱۱. برای محیط جنگل که به مه، نم نم باران و رنگ‌های زنده طبیعت آمیخته شده، وقت بگذارد. 

۱۲. این ظرفیت را در خود ایجاد کند که واکنش به دیگران را حتی تا پنج سال به تأخیر اندازد. 

۱۳. حدود ۱۰ درصد از وقت، انرژی و تخصص خود را ‌‌رایگان‌ صرف جامعه کند. 

۱۴. در حرفه‌ای که تخصص ندارد، مسئولیت نپذیرد. 

۱۵. خوشبختی را با راحتی و مصرف گرایی مساوی نداند. 

۱۶. هر دو سال یک بار، با ارزیابی کار‌ها و رفتارهای خود، به اشتباهات گذشته پی برده و خود را اصلاح کند. 

۱۷. با عبارت «من اشتباه کردم» به صلح دائمی برسد. 

۱۸. حریم شهروندان را رعایت کند: در نظم صفوف، خود‌پرداز بانک، پارک کردن، نزاکت عمومی، عابر پیاده، صحبت آرام.
 
۱۹. آنقدر بر قوای فکری و روحی خود وقت گذاشته باشدتا نیاز به تایید و تمجید دیگران در خود را، در یک دوره پنج ساله به صفر برساند. 

۲۰. از رفتن به تئا‌تر به عنوان منبعی برای رشد و شکوفایی خود استفاده کند، چون تئا‌تر قدرت مند‌ترین نمایش توانایی‌های انسان‌هاست. 

۲۱. در هر نوع تصمیم‌گیری از خرید دمپایی تا مسایل جدی حرفه‌ای، راه‌های مختلف را مکتوب کند، مطالعه کند، مشورت کند و با دقت ۹۰ درصدی به نتیجه برسد. 

۲۲. با عمل خود به دیگران نشان دهد، تفاوت میان هشت و هشت و یک دقیقه را می‌داند. 

۲۳. در روز حداقل از پنج نفر قدردانی کند: به خاطر نزاکت، اخلاق، دانش و خلاقیت آن‌ها. 

۲۴. قبل از قضاوت کردن در مورد فردی، حداقل ۱۰ ساعت با او تعامل فکری رودررو برقرار کند تا با جهان او آشنا شود. 

۲۵. «ناراحت شدن» از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و برتری‌های دیگران را در خود به تعطیلی بکشاند. 
۲۶. اجازه دهد افراد، سخن خود را تمام کنند. 

۲۷. به موسیقی به عنوان یک منبع تمرکز، آرامش و خوداکتشافی نگاه کند. 

۲۸. حداقل ۲۰ درصد وقت خود را صرف توسعه فردی، فکری، اخلاقی و مدنی نماید. 

۲۹. در صحبت کردن، یک سوم سئوال کند و دو سوم قضاوت. بعد از پنج سال پنج ششم سئوال و یک ششم قضاوت.
 
۳۰. حداقل یک ساعت در روز‌ مطالعه کند.


 
[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 10:58 ] [ شکوفه جعفری ]

 

اختلال خواندن اصطلاحي گسترده و نوعي اختلال يادگيري است كه نقائص رواني كلامي ، توانايي دقت در خواندن ، صحبت كردن و هجي كردن را در برمي گيرد  و مي تواند در آگاهي واج شناسي ،‌رمز گشايي املا ، حافظه شنوايي كوتاه مدت و نامگذاري سريع ، مشكلاتي ايجاد مي كند.

اختلال خواندن يك ناتوانايي يادگيري بر پايه مغز است كه توانايي شخص به طور ويژه در خواندن آسيب مي بيند.

ويژگي هاي كودكان با اختلال خواندن

بر اساس برخي پژوهش ها ،‌اختلال خواندن در پسران سه تا چهار برابر دختران است . كودكان با اختلال يادگيري ، تمايل به خواندن ندارند ،قادر نيستند براي خود يك دايره بينايي از لغات ايجاد كنند ، دامنه توجه آن ها كوتاه است ، در تمركز مشكل دارند ،‌معمولا در مدرسه افت تحصيلي دارند ،‌احساس نااميدي ، بي لياقتي و كم جراتي مي كنند ،‌در خواندن شفاهي و كلامي ترديد مي كنند  و گاهي دچار لكنت مي شوند ،‌به جاي اين كه چشم هايشان را هنگام خواندن حركت دهند ، سرشان را تكان مي دهند ، كلمه به كلمه مي خوانند ، به زحمت و با صداي كشيده و لحن يكنواخت مي خوانند ، به نقطه گذاري توجه ندارندو از توجه به معني لغت غافلند ، واژه ها را غير مرتبط با محتوي و غير مرتبط با عناصر آوايي حدس مي زنند، كلماتي را كه تازه خوانده اند جابه جا تكرار مي كنند.، حافظه ديداري و شنيداري ضعيفي دارند ، فاقد تميز و تشخيص كافي شنيداري هستند، محيط خانوادگي براي موفقيت در مدرسه به آنان فشار مي آورد و يا اينكه نگرش منفي افراطي به عملكرد مدرسه دارند ، رشد اجتماعي كافي ندارند و در مدرسه سازگاري شخصي مناسبي بروز نمي دهند.

 

انواع اختلال خواندن

بر اساس قانون آموزش افراد با ناتواني ها ،‌مشكلات خواندن در كودكان با اختلال يادگيري بر سه نوع است :

1- مشكلات خواندن پايه كه شامل دشواري در درك روابط بين صداها ، حروف و كلمات است .

2- مشكلات رواني خواندن كه شامل خواندن با سرعت مناسب ، دقيق خواندن و طرز بيان درست مي شود.

3- مشكلات درك خواندن كه نوعي ناتواني در فهم معني كلمات و عبارات است..

به طور كلي ، مشكلات خواندن در كودكان با اختلال هاي يادگيري بر سه نوع است:

1- اختلال خواندن ناشي از تحولات واج شناسي : كودك با ابن اختلال ،‌در خواندن كلمات بي معنا مشكل دارد، حروف آغازين يا مبنايي كلمات را تغيير مي هد.

2- اختلال  خواندن ناشي از سطوح تحول كودك : با اين نوع اختلال ، در خواندن كلمات بي قاعده مشكل دارد.

 برگرفته شده از مجله تعلیم و تربیت استثنایی شماره ۳

 


برچسب‌ها: اختلال خواندن
[ یکشنبه هفدهم آذر 1392 ] [ 10:55 ] [ شکوفه جعفری ]

 

جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودند به مزرعه. مادربزرگ یه تیرکمان به جانی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خانگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت

 
 

جانی وحشت زده شد...لاشه رو برداشت و برد پشت هیزمها قایم کرد. وقتی سرشو بلند کرد دید که خواهرش همه چیزو ... دیده ... ولی حرفی نزد.

 

مادربزرگ به سالی گفت " توی شستن ظرفها کمکم کن" ولی سالی گفت: " مامان بزرگ جانی بهم گفته که میخواد تو کارای آشپزخونه کمک کنه" و زیر لبی به جانی گفت: " اردکه رو یادت میاد؟" ... جانی ظرفا رو شست

 

بعد از ظهر اون روز پدربزرگ گفت که میخواد بچه ها رو ببره ماهیگیری ولی مادربزرگ گفت :" متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم" سالی لبخندی زد و گفت:"نگران نباشید چونکه جانی به من گفته میخواد کمک کنه" و زیر لبی به جانی گفت: " اردکه رو یادت میاد؟"... اون روز سالی رفت ماهیگیری و جانی تو درست کردن شام کمک کرد.

 

چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارای خودش کارای سالی رو هم انجام بده. تا اینکه نتونست تحمل کنه و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز رو بهش اعتراف کرد. مادربزرگ لبخندی زد و اونو در آغوش گرفت و گفت:" عزیزدلم میدونم چی شده. من اون موقع کنارپنجره بودم و همه چیزو دیدم اما چون خیلی دوستت دارم بخشیدمت. من فقط میخواستم ببینم تا کی میخوای به سالی اجازه بدی به خاطر یه اشتباه تو رو در خدمت خودش بگیره!"

 

****************************** **

 

گذشته شما هرچی که باشه، هرکاری که کرده باشید.. هرکاری که شیطان دایم اون رو به رختون میکشه ( دروغ، تقلب، ترس، عادتهای بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و...) هرچی که هست... باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده. همه زندگیتون، همه کاراتون رو دیده. اون میخواد که شما بدونید که دوستتون داره و شما رو بخشیده... فقط میخواد ببینه تا کی به شیطان اجازه میدید به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیره!
بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنید نه تنها میبخشه بلکه فراموش هم میکنه.
همیشه به خاطر داشته باشید:
 

* خدا پشت پنجره ایستاده*

 

 

 

[ جمعه پانزدهم آذر 1392 ] [ 10:17 ] [ شکوفه جعفری ]


 

در اين پست اطلاعات جالب و شايد پيش افتاده اي نوشته شده  كه تا به حال بهش فكر نكرديد .بخونيد  چون ارزش خوندن و يادآوري داره

آیا میدانستید که نوزاد انسان بیش از 300 استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یكدیگر جوش می خورند ؟

آیا میدانستید که تقریباً یك سوم وزن یك زن و یك دوم وزن یك مرد را ماهیچه تشكیل می دهد ؟

آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض می شود ؟

آیا میدانستید که خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟

آیا میدانستید که موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابودمی سازند ؟

آیا میدانستید که چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟

آیا میدانستید که ایرانیان در ۲۵۰۰ سال پیش در تخت جمشید دارای صفحات پخش موسیقی بوده اند ؟

آیا میدانستید که موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟

آیا میدانستید که خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها می گردد ؟

بقيه مطالب خواندني را در ادامه مطلب بخوانيد


 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 ] [ 16:24 ] [ شکوفه جعفری ]
 

خطاهای دانش آموزان در ديكته 

1- جایگزینی یک حرف به جای حرف دیگر                 سار به جای سال 

2- جایگزینی هم صداها                                    سابون به جای صابون 

3- حذف حرف لازم                                                مدسه به جای مدرسه

4- جابجایی حروف                                                 کبت به جای کبریت 

5- اضافه کردن حرف به جای صدا                           گوفت به جای گفت 

6- اضافه کردن حرف غیر لازم                      ایهمان به جای ایمان 

7- معکوس کردن                                      رد به جای در 

8- بازتابهای لهجه                                         سبت به جای سبد 

9- بازتابهای از تلفظ نادرست                       پشقاب به جای بشقاب

 

روش های آموزش و درمان 

لطفا بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید:

 


برچسب‌ها: اختلات دیکته نویسی, راه های درمان
ادامه مطلب
[ شنبه هجدهم آبان 1392 ] [ 11:57 ] [ شکوفه جعفری ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من شکوفه جعفری آموزگار سابق کلاس دوم دبستان شاهدم .در این وبلاگ نمونه سوالات امتحانی-تکالیف هفتگی- دست نوشته های دانش آموزان کلاس دوم و نمونه تدریس و تجارب از سال 87 تا اردیبشهت 92 گنجانده شده است.اما اکنون که در سمت معاونت مرکز آموزش و توان بخشی مشکلات ویژه یادگیری یاس مشغول به کارم نوشته هایم در رابطه با معرفی و وظایف این مرکز خواهد بود.
امکانات وب